ماند. سقفهای عظیم، سرپناهدار و کاشیکاری شده، گالریها، نردهها، شکافها، پلههای مارپیچ، به هم پیوستهاند تا این سازههای منحصر به فرد را با نورها و سایههایشان که یادآور ساختمانهای یک شهر قدیمی نرماندی است، زیبا جلوه دهند. نکته عجیب این است که به نظر میرسد این مسافرخانهها تا لحظه انقراض خود به کار خود ادامه میدهند؛ و حتی وقتی این اتفاق میافتد، ترافیک به یک میخانه انگلی با همین نام منتقل میشود. با این حال، در بیشتر موارد، سنت توقف یا شروع کار باربرها و واگنهای روستایی ملکان حفظ شده است، زیرا شرکتهای بزرگ راهآهن بسیاری از طلسم آنها را طلسم نویس به عنوان انبار کالاهای خود تصرف کردهاند.
از این رو، به جای «شیطان آهنین مولدی»، گاری شش یا هشت اسبه مورد علاقه پدربزرگهایمان، به جای «کاروان پیکفورد»، کاروانسراهای آجرچین و مکانهایی از این دست را میبینیم که اکنون از زیر طاقهایشان وانتهای پیکفورد طلسم غرش جادو و طلسمات میکنند. مسافرخانههای قدیمی سازههای شکننده و ناپایداری بودند؛ و جای تعجب است که آنها تا این مدت دوام آوردهاند، وسعت وسیع سقف کاشیکاری شده در طلسم بهترین دعانویس شهر امواج گردابی تاب برداشته و خم شده بود، در حالی که پلههای عجیب و غریب و راهروهای چوبی باستانی با گذشت زمان پوسیده شده بودند. بسیاری از مسافرخانههای دیکنز در شهر بودند، به ویژه دعا مسافرخانهای عجب شیر که آقای اسکویرز هنگام عزیمت به لندن برای جمعآوری قربانیان برای مدرسهاش در آن مستقر بود.
خانه آقای اسکویرز، به همراه بسیاری از مکانهای عجیب دعا دیگر، هنگامی که اسنو هیل منسوخ شد و پل هوایی هولبورن به خیابان نیوگیت امتداد یافت، از بین رفت. طلسم نویس دو نمونه زیبا - جادو و طلسمات «تابارد قدیمی» بهترین دعانویس شهر در بورو، و «آرمز طلسم نویس وارویک» نزدیک پاترنوستر رو، میتوانستند در نورنبرگ یا روئن تحسینکنندگانی پیدا کنند. دومی به دلیل اندازه و ظرافتش، با سقف عظیم، گالریها و شکافهای پراکنده، سایههای تاریک غارمانند و حال و هوای کلی رمزآلود، نمونهای قابل توجه بود. کاشیکاری سردرود شده{۱۷۷}به نظر میرسید سقف این ساختمانها از پیری و ضعف، خمیده و تاب برداشته و به موجها و پیچوتابهایی تبدیل شده است که عنصری از طلسم زیبایی را تشکیل میدهند.
چوب نردهها سیاه دعا و کثیف شده بود؛ عجیب بود که چیزی که آنقدر دیوانهوار به نظر میرسید، تا این مدت دوام آورده باشد. «تابارد» اگرچه برخلاف تصور بسیاری از افراد بیگناه، قدمتی از زمان چاسر نداشت، اما سازهای اصیل مربوط به قرن هفدهم بود. در واقع، جای تعجب است که هنوز هم میتوان گفت که هیچ یک از این سازههای شکننده وجود دارند. شاید قابل توجهترین و اهر جالبترین محوطه مسافرخانههای قدیمی، محوطه «چهار قو» بود که تا حدود هشت یا ده سال پیش در خیابان بیشاپزگیت پابرجا بود. این محوطه، کاملترین و سالمترین محوطه از همه محسوب میشد، گالریهای بیشتری داشت و صحنه ماجراجوییهای هیجانانگیزی در طول جنگهای راوندهد و کاوالیر بود.
همسایه آن، «اژدهای سبز»، تقریباً در همان زمان تخریب شد. میتوان گفت چه طنین دلنشینی در عناوین این مهمانسراها وجود دارد که در تضاد با عناوین دعا کسلکنندهتر زندگی امروزی است! از این مهمانخانههای قدیمی، با حیاطها و راهروهایشان، تنها دو یا سه تا هستند که هنوز هم به امور سرگرمی میپردازند. مهمانخانه قدیمی «بل» وجود دارد، ساختمانی قدیمی، کهنه و فرسوده، با آجر قرمز و نشان ناقوس، یک مغازه چینی فروشی در جلو و یک طاق مطابق با الگوی قدیمی. با ورود، حال و هوای واقعی دنیای قدیم به چشم آذرشهر میخورد - راهروها، پلههای فروریخته با قابهای چوبی با لبههای بیرونزده، قفسههای زنگولهها در بیرون، آشپزخانه در سمت چپ مانند یک هتل خارجی، پلههای کوچک و زهوار در رفته عجیب مانند کابین کشتی، و همچنین ظاهر گاه به گاه
یک شخصیت در یکی از راهروها. زندگی مسافرخانهای در اینجا، با توجه به این چیدمانها، مطمئناً مطابقت دارد - گویی همه چیز در معرض دید است. به سختی میتوانید بهترین دعانویس شهر هالبورن پر سر و صدا را در بیرون طلسم ببینید. در مهمانخانههای معمولی بسیار متفاوت است، جایی که همه چیز در بالای خانه یا در پایین است، نه مانند اینجا، در اطراف آن. لندن برای کسانی که مایل به دیدن این شگفتیهای عجیب و غریب هستند، بسیاری از این شگفتیها را دارد. در اینجا طاق کوتاهی دیده میشود که از زیر آن کالسکهها و گاریها وارد حیاط مسافرخانه میشدند، با راهروهایی که دور تا دور بهترین دعانویس شهر آن کشیده شدهاند و خدمتکاران از آنجا به پایین نگاه میکردند یا افراد پایین را صدا میزدند.
از این رو، به جای «شیطان آهنین مولدی»، گاری شش یا هشت اسبه مورد علاقه پدربزرگهایمان، به جای «کاروان پیکفورد»، کاروانسراهای آجرچین و مکانهایی از این دست را میبینیم که اکنون از زیر طاقهایشان وانتهای پیکفورد طلسم غرش جادو و طلسمات میکنند. مسافرخانههای قدیمی سازههای شکننده و ناپایداری بودند؛ و جای تعجب است که آنها تا این مدت دوام آوردهاند، وسعت وسیع سقف کاشیکاری شده در طلسم بهترین دعانویس شهر امواج گردابی تاب برداشته و خم شده بود، در حالی که پلههای عجیب و غریب و راهروهای چوبی باستانی با گذشت زمان پوسیده شده بودند. بسیاری از مسافرخانههای دیکنز در شهر بودند، به ویژه دعا مسافرخانهای عجب شیر که آقای اسکویرز هنگام عزیمت به لندن برای جمعآوری قربانیان برای مدرسهاش در آن مستقر بود.
خانه آقای اسکویرز، به همراه بسیاری از مکانهای عجیب دعا دیگر، هنگامی که اسنو هیل منسوخ شد و پل هوایی هولبورن به خیابان نیوگیت امتداد یافت، از بین رفت. طلسم نویس دو نمونه زیبا - جادو و طلسمات «تابارد قدیمی» بهترین دعانویس شهر در بورو، و «آرمز طلسم نویس وارویک» نزدیک پاترنوستر رو، میتوانستند در نورنبرگ یا روئن تحسینکنندگانی پیدا کنند. دومی به دلیل اندازه و ظرافتش، با سقف عظیم، گالریها و شکافهای پراکنده، سایههای تاریک غارمانند و حال و هوای کلی رمزآلود، نمونهای قابل توجه بود. کاشیکاری سردرود شده{۱۷۷}به نظر میرسید سقف این ساختمانها از پیری و ضعف، خمیده و تاب برداشته و به موجها و پیچوتابهایی تبدیل شده است که عنصری از طلسم زیبایی را تشکیل میدهند.
چوب نردهها سیاه دعا و کثیف شده بود؛ عجیب بود که چیزی که آنقدر دیوانهوار به نظر میرسید، تا این مدت دوام آورده باشد. «تابارد» اگرچه برخلاف تصور بسیاری از افراد بیگناه، قدمتی از زمان چاسر نداشت، اما سازهای اصیل مربوط به قرن هفدهم بود. در واقع، جای تعجب است که هنوز هم میتوان گفت که هیچ یک از این سازههای شکننده وجود دارند. شاید قابل توجهترین و اهر جالبترین محوطه مسافرخانههای قدیمی، محوطه «چهار قو» بود که تا حدود هشت یا ده سال پیش در خیابان بیشاپزگیت پابرجا بود. این محوطه، کاملترین و سالمترین محوطه از همه محسوب میشد، گالریهای بیشتری داشت و صحنه ماجراجوییهای هیجانانگیزی در طول جنگهای راوندهد و کاوالیر بود.
همسایه آن، «اژدهای سبز»، تقریباً در همان زمان تخریب شد. میتوان گفت چه طنین دلنشینی در عناوین این مهمانسراها وجود دارد که در تضاد با عناوین دعا کسلکنندهتر زندگی امروزی است! از این مهمانخانههای قدیمی، با حیاطها و راهروهایشان، تنها دو یا سه تا هستند که هنوز هم به امور سرگرمی میپردازند. مهمانخانه قدیمی «بل» وجود دارد، ساختمانی قدیمی، کهنه و فرسوده، با آجر قرمز و نشان ناقوس، یک مغازه چینی فروشی در جلو و یک طاق مطابق با الگوی قدیمی. با ورود، حال و هوای واقعی دنیای قدیم به چشم آذرشهر میخورد - راهروها، پلههای فروریخته با قابهای چوبی با لبههای بیرونزده، قفسههای زنگولهها در بیرون، آشپزخانه در سمت چپ مانند یک هتل خارجی، پلههای کوچک و زهوار در رفته عجیب مانند کابین کشتی، و همچنین ظاهر گاه به گاه
یک شخصیت در یکی از راهروها. زندگی مسافرخانهای در اینجا، با توجه به این چیدمانها، مطمئناً مطابقت دارد - گویی همه چیز در معرض دید است. به سختی میتوانید بهترین دعانویس شهر هالبورن پر سر و صدا را در بیرون طلسم ببینید. در مهمانخانههای معمولی بسیار متفاوت است، جایی که همه چیز در بالای خانه یا در پایین است، نه مانند اینجا، در اطراف آن. لندن برای کسانی که مایل به دیدن این شگفتیهای عجیب و غریب هستند، بسیاری از این شگفتیها را دارد. در اینجا طاق کوتاهی دیده میشود که از زیر آن کالسکهها و گاریها وارد حیاط مسافرخانه میشدند، با راهروهایی که دور تا دور بهترین دعانویس شهر آن کشیده شدهاند و خدمتکاران از آنجا به پایین نگاه میکردند یا افراد پایین را صدا میزدند.
پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۲۱
- ۲ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر