شود، امتیاز مالکیت خصوصی باید متوقف شود، زیرا ساکنان برای استفاده از جاده عوارض میپردازند.[2] نگاهی اجمالی به پارک لین، به فواره عجیبش، «غمی ابدی» است، با وجود چاسر، شکسپیر طلسم نویس و میلتون، که توسط زن طلایی شعلهور که محکم در شیپورش میدمد، اداره میشود، برای چشم دردناک است. آخرین بخش، بخش تجملاتی است و اگر حذف میشد، سه شاعر ممکن بود باوقار و محترم به نظر برسند. از بین تمام چیزهای زشت در کلانشهر، فوارههای آبخوری بیشترین تنوع را ارائه میدهند. اساتید بدشکلی ما در آنجا شادی میکنند و هرچه تلاش پرمدعاتر و پرهزینهتر باشد، نتیجه زشتتر است. ایده عموماً ایجاد چیزی باشکوه و معماریگونه ماکو است، نوعی معبد یا ساختمان، در صورت امکان - مسخره است وقتی در نظر گرفته شود که یک «پاشش» کوچک و ارزان آب، که
به داخل یک لگن میچکد، تمام هدف و پایان است. شما تمام تجهیزات یک «فواره» بزرگ را دارید، فقط بدون فوران آب. یک مجسمه پسربچه مرمری زیبا در دعا پارک سنت جیمز، اثر جکسون، نزدیک طلسم دروازه ملکه آن وجود دارد. با این حال، سالهاست که...{82} آن طرف راهرو، خانهی دورچستر. اجازه داده جادو و طلسمات شده که در حالت مثله شده باقی بماند، بینی افتاده است. اثر دیگری از دالو، با تظاهر هنری بیشتر، پشت تالار بورس سلطنتی در شهر وجود دارد. این اثر، زنی تنومند را نشان میدهد که از مرمر ساخته شده و شاهین دژ مشغول انجام وظیفه مادرانه قدیمی شیر دادن به فرزندش است، که به طرز عجیبی به رهگذری که در پایین در حال فرو نشاندن عطش خود است، اشاره دارد.
وقتی از کنار آن عبور میکنید، همخوانی رقتانگیز و شوخطبعانه دبلیو. اس. گیلبرت در آهنگ «ایولانته» را به یاد میآورید: «اگر آن نوشیدنی از من دریغ میشد، پس حتماً استروفون شما مرده است. این هنرمند مبتکر، که به گمانم در روزهای کمون پناهنده شده بود، مکتب کارپو را در میان ما معرفی کرد، اما از حمایت کامل برخوردار دعا نشد.{۸۳}او شایسته بود. یکی از این نقده وحشتناکترین ترکیبها، آن معبد در محراب وستمینستر است - ترکیبی از موزاییک، سنگ مرمر و فلز، همیشه کثیف و لزج و کثیف. با این حال، یک طلسم نویس اثر بهترین دعانویس شهر هنری در میدان برکلی وجود دارد که کاملاً بهترین دعانویس شهر شایسته توجه آماتورها است.
این، یک چهره زن زیبا، که به صورت ریختن آب از گلدان نشان داده شده است - اثر یک مجسمهساز مشهور، مونرو. اما مجسمه نسبتاً پوسیده است و کدام سنگ مرمر میتواند در برابر آب و هوای ما مقاومت کند؟ به تدریج، ویژگیها، انگشتان و غیره از بین طلسم نویس میروند. پارک لین، با عمارتهای باشکوه و مجموعهای از مالکان برگزیده اشراف، شاهراهی دلربا است و پیرانشهر تا حدودی بخشهایی از شانزهلیزه را تداعی میکند. خانهها در کل فقیر و قدیمی هستند، که به طرز ماهرانهای تغییر یافته و به شکل امروزی درآمده اند، و با مبالغ هنگفتی که برای آنها پرداخت شده، و در واقع برای این وضعیت پرداخت شده، تناسب مضحکی ندارند.
میتوان متوجه شد که برای به دست آوردن فضا و استفاده حداکثری از زمین گرانبها، که به آنها "مناطق" میگویند، چه اقداماتی انجام میشود، و عموماً با آشپزخانههایی پوشانده میشوند که بر فراز آنها باغی ساخته شده است. در کشورهای خارجی، کاخها یا "هتلهای" اشراف در هر مکانی ساخته میشدند. در اینجا عمارت روشن و خندان ارل دادلی را میبینید،[3] با یک ردیف هادیشهر ستون و ایوان، با ایوانهای مارکی لندندری، دوک وستمینستر و دیگر بزرگان. میتوان با شرح داستانهای این خانهها و مستاجرانشان، اثری سرگرمکننده خلق کرد، و بدون شک در حال حاضر افرادی از خانواده گرویل یا رایک مشغول یادداشتبرداری و حکایات هستند.
یکی از زیباترین جادو و طلسمات و معماریترین عمارتهای لندن، ویلای دعا ایتالیایی آقای هولفورد، خانه دورچستر، است که در اینجا یافت میشود. این سازه با طراحی طلسم نویس زیبا به دلیل موقعیت مکانیاش بر روی "زبانه" زمین مورد توجه قرار گرفته و از طلسم داخل با برخی از دودکشهای باشکوه و یادبود، کار استیونهای ماهر اما جادو و طلسمات بدشانس، که داستان آنها را بعداً شرح خواهیم داد، غنی شده است. با بازگشت به پیکدیلی، چند در آن طرفتر از عمارت دوک کمبریج، گلاستر هاوس، متوجه چیدمانی عجیب میشویم، نوعی پاگرد جلوی یک درگاه، با دری سبز، شبیه در کمد، همسطح خیابان. این با «اولد کیو»، پیرمرد معروف ، دوک کوئینزبری، که خانهاش آنجا بود، مرتبط بود.
به داخل یک لگن میچکد، تمام هدف و پایان است. شما تمام تجهیزات یک «فواره» بزرگ را دارید، فقط بدون فوران آب. یک مجسمه پسربچه مرمری زیبا در دعا پارک سنت جیمز، اثر جکسون، نزدیک طلسم دروازه ملکه آن وجود دارد. با این حال، سالهاست که...{82} آن طرف راهرو، خانهی دورچستر. اجازه داده جادو و طلسمات شده که در حالت مثله شده باقی بماند، بینی افتاده است. اثر دیگری از دالو، با تظاهر هنری بیشتر، پشت تالار بورس سلطنتی در شهر وجود دارد. این اثر، زنی تنومند را نشان میدهد که از مرمر ساخته شده و شاهین دژ مشغول انجام وظیفه مادرانه قدیمی شیر دادن به فرزندش است، که به طرز عجیبی به رهگذری که در پایین در حال فرو نشاندن عطش خود است، اشاره دارد.
وقتی از کنار آن عبور میکنید، همخوانی رقتانگیز و شوخطبعانه دبلیو. اس. گیلبرت در آهنگ «ایولانته» را به یاد میآورید: «اگر آن نوشیدنی از من دریغ میشد، پس حتماً استروفون شما مرده است. این هنرمند مبتکر، که به گمانم در روزهای کمون پناهنده شده بود، مکتب کارپو را در میان ما معرفی کرد، اما از حمایت کامل برخوردار دعا نشد.{۸۳}او شایسته بود. یکی از این نقده وحشتناکترین ترکیبها، آن معبد در محراب وستمینستر است - ترکیبی از موزاییک، سنگ مرمر و فلز، همیشه کثیف و لزج و کثیف. با این حال، یک طلسم نویس اثر بهترین دعانویس شهر هنری در میدان برکلی وجود دارد که کاملاً بهترین دعانویس شهر شایسته توجه آماتورها است.
این، یک چهره زن زیبا، که به صورت ریختن آب از گلدان نشان داده شده است - اثر یک مجسمهساز مشهور، مونرو. اما مجسمه نسبتاً پوسیده است و کدام سنگ مرمر میتواند در برابر آب و هوای ما مقاومت کند؟ به تدریج، ویژگیها، انگشتان و غیره از بین طلسم نویس میروند. پارک لین، با عمارتهای باشکوه و مجموعهای از مالکان برگزیده اشراف، شاهراهی دلربا است و پیرانشهر تا حدودی بخشهایی از شانزهلیزه را تداعی میکند. خانهها در کل فقیر و قدیمی هستند، که به طرز ماهرانهای تغییر یافته و به شکل امروزی درآمده اند، و با مبالغ هنگفتی که برای آنها پرداخت شده، و در واقع برای این وضعیت پرداخت شده، تناسب مضحکی ندارند.
میتوان متوجه شد که برای به دست آوردن فضا و استفاده حداکثری از زمین گرانبها، که به آنها "مناطق" میگویند، چه اقداماتی انجام میشود، و عموماً با آشپزخانههایی پوشانده میشوند که بر فراز آنها باغی ساخته شده است. در کشورهای خارجی، کاخها یا "هتلهای" اشراف در هر مکانی ساخته میشدند. در اینجا عمارت روشن و خندان ارل دادلی را میبینید،[3] با یک ردیف هادیشهر ستون و ایوان، با ایوانهای مارکی لندندری، دوک وستمینستر و دیگر بزرگان. میتوان با شرح داستانهای این خانهها و مستاجرانشان، اثری سرگرمکننده خلق کرد، و بدون شک در حال حاضر افرادی از خانواده گرویل یا رایک مشغول یادداشتبرداری و حکایات هستند.
یکی از زیباترین جادو و طلسمات و معماریترین عمارتهای لندن، ویلای دعا ایتالیایی آقای هولفورد، خانه دورچستر، است که در اینجا یافت میشود. این سازه با طراحی طلسم نویس زیبا به دلیل موقعیت مکانیاش بر روی "زبانه" زمین مورد توجه قرار گرفته و از طلسم داخل با برخی از دودکشهای باشکوه و یادبود، کار استیونهای ماهر اما جادو و طلسمات بدشانس، که داستان آنها را بعداً شرح خواهیم داد، غنی شده است. با بازگشت به پیکدیلی، چند در آن طرفتر از عمارت دوک کمبریج، گلاستر هاوس، متوجه چیدمانی عجیب میشویم، نوعی پاگرد جلوی یک درگاه، با دری سبز، شبیه در کمد، همسطح خیابان. این با «اولد کیو»، پیرمرد معروف ، دوک کوئینزبری، که خانهاش آنجا بود، مرتبط بود.
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۱۶:۰۳
- ۳ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر