اینکه در ۳۱ آگوست ۱۸۰۰ درگذشت. در یک روز بسیار گرم در سال ۱۷۹۷، او سعی کرد چند گاو را از مزرعه گندم بیرون بیاورد. مردان در مزرعهای دوردست مشغول کار بودند، آنقدر دور که از آن خبر نداشت. او گرمازده شد و هرگز بهبود نیافت، اگرچه سه سال زنده ماند. در آخرین سال زندگیاش، آنقدر ضعیف شد که برای مدت طولانی نمیتوانست کلمهای بلند بگوید، اما میتوانست و نصیحتهای خوبی را به فرزندانش زمزمه میکرد. پسرش آماسا هرگز آن را فراموش نکرد و همیشه با محبت و قدردانی از مادرش یاد میکرد. او فاروج دو خواهر داشت اما برادری نداشت.
جادو و طلسمات خانهای که در آن متولد شده بود هنوز پابرجاست، اما از خانواده رفته است. خانهای که طلسم پدر و مادرش [در آن زندگی میکردند و فوت کردند][12] زندگی مشترک خود را گذراندند و جایی که او متولد شده بود، تخریب شده و خانه جدیدی توسط برادرش نیوتن هولکامب که اکنون مالک خانه قدیمی است، در همان مکان ساخته شده است. آماسا دوران جوانی و مدرسه خود را دعا در اینجا گذراند. در منطقهای که او زندگی میکرد، مدرسهای وجود نداشت، تا اینکه دیگر هیچ استفادهای برای یک مدرسه آشخانه عمومی نداشت. مدارس در خانههای مسکونی نگهداری میشدند، یک بخش توسط خانواده اشغال شده بود و بخش دیگر توسط مدرسه.
در این مدارس خواندن، طلسم هجی کردن، نوشتن و طلسم نویس اولین قوانین حساب تدریس طلسم نویس میشد. در برخی از آنها کمی دستور زبان انگلیسی تدریس میشد. کلیمنا هولکامب، لوئیس گینز، بتول باربر، ساموئل فریزر و جیمز ال. آدیر، به ترتیب نامشان، معلمان او بودند. در سن پانزده سالگی از او خواسته شد که در مدرسهای در سافیلد کنتیکت ثبت نام اسفراین کند. او مورد بازرسی قرار گرفت و قبول شد و[161] مدرسه را انتخاب کرد. بخش بزرگی از دانشآموزان از او بزرگتر و قویتر بودند، اما جادو و طلسمات عقل سلیمی داشتند که تسلیم شوند و تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند و پیشرفت خوبی حاصل شد.
اما پیش از این، انگیزه بزرگی به ذهن او داده شده بود. او عمویی به نام ابیجا هولکامب داشت که حدود سال ۱۷۹۸ به دریا رفت و هرگز برنگشت. ابیجا برای دانشگاه مناسب بود و مجموعهای ارزشمند از کتابها را به جا گذاشت. برخی از آنها کلاسیک و برخی علمی بودند. در طلسم اینجا او کتابهایی در مورد هندسه، ناوبری و نجوم طلسم پیدا کرد. آماسا به این کتابها بهترین دعانویس شهر دسترسی آزاد داشت و آنها دنیای روشنتری را پیش روی او گشودند. او با لذت فراوان و ذهنی کاملاً بیدار، اما تنها ، به این مطالعات بردسکن پرداخت . هیچ یک از این شاخهها در هیچ مدرسهای که به آن دسترسی داشت، تدریس نمیشد.
او آنقدر بدون کمک در هندسه، نقشهبرداری، ناوبری، اپتیک و نجوم پیشرفت کرده بود که در کسوف بزرگ خورشید در ژوئن ۱۸۰۶ توانست محاسبات نجومی انجام دهد و آماده بود تا کسوف را با ابزارهای ساخت خودش مشاهده کند. ستارگان در حدود چهار دقیقه تاریکی مطلق قابل مشاهده بودند. او سالنامهای برای سال بعد، ۱۸۰۷، و همچنین برای سال ۱۸۰۸، محاسبه بهترین دعانویس شهر و منتشر کرد. تقریباً در همین زمان به کار نقشهبرداری زمین روی آورد. او عاشق کوهنوردی بود و از آن لذت میبرد.[162] سلامتی. در خواف سال ۱۸۰۸ او با خانم ژیلت کندال، دختر نوادیا کندال از گرانبی کنتیکت، ازدواج کرد.
او یکی از بهترین زنان بود و هیچ دشمنی نداشت، اما مورد علاقه هر کسی بود که با او آشنا بود. مدتی دانشآموزان را به دعا خانه خود دعا برد و شاخههایی را که هر کدام برای آموزش پذیرفته بودند، به آنها آموخت. جولیوس ام. کوی از سافیلد، نقشهبرداری خواند - لوی - نیز از سافیلد ناوبری خواند و دعا خیلی زود به دریا رفت و پس از مدتی فرماندهی یک کشتی را بر عهده گرفت. بنونی بی. بیکن از سیمزبری، نقشهبرداری و نجوم خواند، جادو و طلسمات بهترین دعانویس شهر جوزف دبلیو. کینگ از سافیلد، نقشهبرداری خواند - هنری مروین از گرانبی نقشهبرداری خواند، جفرسون کولی، فارغالتحصیل کالج ییل، طلسم نقشهبرداری و مهندسی عمران خواند.
او همچنین دانشآموزانی از گرانویل ماساچوست داشت. اما مدرسه با مشاغل دیگر او تداخل پیدا کرد و او آن را متوقف کرد. او در این زمان مجموعههای زیادی از ابزارهای نقشهبرداری - قطبنما، زنجیر، ترازو، نقاله و تقسیمکننده - ساخت، برخی برای شاگردانش و برخی برای دیگران. او همچنین آهنربا، ماشینهای الکتریکی، ابزارهای ترازیابی و برخی دیگر را تولید کرد. او به شدت به حرفه جادو و طلسمات نقشهبرداری وابسته بود و کاربردهای بیشتری از آنچه میتوانست به آنها رسیدگی کند.
جادو و طلسمات خانهای که در آن متولد شده بود هنوز پابرجاست، اما از خانواده رفته است. خانهای که طلسم پدر و مادرش [در آن زندگی میکردند و فوت کردند][12] زندگی مشترک خود را گذراندند و جایی که او متولد شده بود، تخریب شده و خانه جدیدی توسط برادرش نیوتن هولکامب که اکنون مالک خانه قدیمی است، در همان مکان ساخته شده است. آماسا دوران جوانی و مدرسه خود را دعا در اینجا گذراند. در منطقهای که او زندگی میکرد، مدرسهای وجود نداشت، تا اینکه دیگر هیچ استفادهای برای یک مدرسه آشخانه عمومی نداشت. مدارس در خانههای مسکونی نگهداری میشدند، یک بخش توسط خانواده اشغال شده بود و بخش دیگر توسط مدرسه.
در این مدارس خواندن، طلسم هجی کردن، نوشتن و طلسم نویس اولین قوانین حساب تدریس طلسم نویس میشد. در برخی از آنها کمی دستور زبان انگلیسی تدریس میشد. کلیمنا هولکامب، لوئیس گینز، بتول باربر، ساموئل فریزر و جیمز ال. آدیر، به ترتیب نامشان، معلمان او بودند. در سن پانزده سالگی از او خواسته شد که در مدرسهای در سافیلد کنتیکت ثبت نام اسفراین کند. او مورد بازرسی قرار گرفت و قبول شد و[161] مدرسه را انتخاب کرد. بخش بزرگی از دانشآموزان از او بزرگتر و قویتر بودند، اما جادو و طلسمات عقل سلیمی داشتند که تسلیم شوند و تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند و پیشرفت خوبی حاصل شد.
اما پیش از این، انگیزه بزرگی به ذهن او داده شده بود. او عمویی به نام ابیجا هولکامب داشت که حدود سال ۱۷۹۸ به دریا رفت و هرگز برنگشت. ابیجا برای دانشگاه مناسب بود و مجموعهای ارزشمند از کتابها را به جا گذاشت. برخی از آنها کلاسیک و برخی علمی بودند. در طلسم اینجا او کتابهایی در مورد هندسه، ناوبری و نجوم طلسم پیدا کرد. آماسا به این کتابها بهترین دعانویس شهر دسترسی آزاد داشت و آنها دنیای روشنتری را پیش روی او گشودند. او با لذت فراوان و ذهنی کاملاً بیدار، اما تنها ، به این مطالعات بردسکن پرداخت . هیچ یک از این شاخهها در هیچ مدرسهای که به آن دسترسی داشت، تدریس نمیشد.
او آنقدر بدون کمک در هندسه، نقشهبرداری، ناوبری، اپتیک و نجوم پیشرفت کرده بود که در کسوف بزرگ خورشید در ژوئن ۱۸۰۶ توانست محاسبات نجومی انجام دهد و آماده بود تا کسوف را با ابزارهای ساخت خودش مشاهده کند. ستارگان در حدود چهار دقیقه تاریکی مطلق قابل مشاهده بودند. او سالنامهای برای سال بعد، ۱۸۰۷، و همچنین برای سال ۱۸۰۸، محاسبه بهترین دعانویس شهر و منتشر کرد. تقریباً در همین زمان به کار نقشهبرداری زمین روی آورد. او عاشق کوهنوردی بود و از آن لذت میبرد.[162] سلامتی. در خواف سال ۱۸۰۸ او با خانم ژیلت کندال، دختر نوادیا کندال از گرانبی کنتیکت، ازدواج کرد.
او یکی از بهترین زنان بود و هیچ دشمنی نداشت، اما مورد علاقه هر کسی بود که با او آشنا بود. مدتی دانشآموزان را به دعا خانه خود دعا برد و شاخههایی را که هر کدام برای آموزش پذیرفته بودند، به آنها آموخت. جولیوس ام. کوی از سافیلد، نقشهبرداری خواند - لوی - نیز از سافیلد ناوبری خواند و دعا خیلی زود به دریا رفت و پس از مدتی فرماندهی یک کشتی را بر عهده گرفت. بنونی بی. بیکن از سیمزبری، نقشهبرداری و نجوم خواند، جادو و طلسمات بهترین دعانویس شهر جوزف دبلیو. کینگ از سافیلد، نقشهبرداری خواند - هنری مروین از گرانبی نقشهبرداری خواند، جفرسون کولی، فارغالتحصیل کالج ییل، طلسم نقشهبرداری و مهندسی عمران خواند.
او همچنین دانشآموزانی از گرانویل ماساچوست داشت. اما مدرسه با مشاغل دیگر او تداخل پیدا کرد و او آن را متوقف کرد. او در این زمان مجموعههای زیادی از ابزارهای نقشهبرداری - قطبنما، زنجیر، ترازو، نقاله و تقسیمکننده - ساخت، برخی برای شاگردانش و برخی برای دیگران. او همچنین آهنربا، ماشینهای الکتریکی، ابزارهای ترازیابی و برخی دیگر را تولید کرد. او به شدت به حرفه جادو و طلسمات نقشهبرداری وابسته بود و کاربردهای بیشتری از آنچه میتوانست به آنها رسیدگی کند.
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۰۸:۵۵
- ۳ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر