شخصاً با ژنرال لی آشنا بودم ، اما تنها یک یا دو سال قبل از مرگش بود که فرصت یافتم تا به طور کامل از ویژگیهای والای شخصی این مرد قدردانی کنم و به شرافت واقعی طبیعت او پی ببرم. هر چه بیشتر او را میدیدم، احترام و تحسینم بیشتر میشد. او با تماس نزدیکتر و معاشرت صمیمانهتر، مرا تحت تأثیر قرار میداد. من از ادب و نزاکت همیشگی و خوشرویی و مهربانی فراوان او، که به آن رفتار شوالیهگونه و سلام و احوالپرسی صمیمانهاش نیز اضافه میشد، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. [76]ترکیب این دو، ژنرال ارومیه لی را در نظر تمام طبقات جامعه به چهرهای با ابهت و جذاب تبدیل کرد.
او به آرامگاه ابدی خود رفته است، در حالی که خانواده و دوستانش در سوگش نشستهاند و بسیاری از آشنایانش در سراسر کشور برایش سوگواری کردهاند. او وظایف خود را از هر نظر به انجام رسانده بود و هنگامی که از صحنه عمل عبور کرد، سزاوار ستایش «آفرین، ای خدمتگزار خوب و وفادار» بود. آدرس آقای پاسکو، از طلسم نویس فلوریدا . آقای رئیس جمهور : آشنایی من با طلسم ویلیام هنری فیتزهیو لی در تابستان ۱۸۵۴ آغاز شد، زمانی که ما به عنوان اعضای کلاس جدید دانشجویان سال اول کالج هاروارد در کمبریج با هم آشنا شدیم. او تازه وارد هجدهمین سال زندگی خود شده بود، با توجه دعا به سنش به خوبی رشد کرده بود، قد بلند، نیرومند و تنومند، در سخنرانی رک کاشان و صریح، و در رفتار مهربان
و خوش برخورد بود. او با مزایای زیادی به نفع خود جادو و طلسمات وارد زندگی دانشگاهی خود شد. نام لی از قبل دعا در فهرست دانشگاه بود، زیرا نمایندگان دیگری از شاخههای مختلف خانواده در سالهای بهترین دعانویس شهر گذشته وارد و فارغالتحصیل شده بودند و خاطرات خوشی را از خود به جا گذاشته بودند. تبار برجسته او، او را به مهمان گرامی خانوادههای قدیمیتر شهر دانشگاهی و بوستون، همسایه نزدیک آن، تبدیل کرده بود که به پیوندهای تاریخی و سنتی مرتبط با تاریخ اولیه کشور افتخار میکردند و بسیاری از اعضای تأثیرگذار کلاس طلسم به چنین خانوادههایی تعلق جادو و طلسمات داشتند. او از میانگین سنی همکلاسیهایش نسبتاً مسنتر بود، و زندگیاش کهریزک در محیطی سپری شده بود که به او امکان داده بود تا بخش زیادی از جامعه و جهان را ببیند، به طوری
که ذهنی پختهتر را با خود به زندگی دانشگاهی آورد. [77]و بینشی فراتر از آنچه معمولاً یک دانشجو در آستانهی ورود به حرفهاش دارد. او از مزایای بسیار خوبی در آماده شدن برای امتحانات ورودی برخوردار بود و در زبانها و همچنین ریاضیات پایهی خوبی داشت، به طوری که با آمادگی کامل برای رشتهی تحصیلی مورد نظر وارد کلاس شد. بنابراین، از همان ابتدا، در دانشگاه برجسته بود و به زودی در بین همکلاسیهایش محبوب شد و این شهرت و محبوبیت در طول اقامتش در میان ما حفظ شد. این نه به دلیل تمایز برتر زاهدان در هیچ مطالعه خاص یا در هیچ یک از ویژگیهای زندگی دانشگاهی، بلکه به دلیل جایگاه و ویژگیهای کلی او بود.
او در کلاس تلاوت با همکلاسیهایش همگام بود، نه چندان با مطالعه سخت و مداوم، بلکه به دلیل درک سریع و تسلط کامل بر موضوع مورد مطالعه و گنجینه دانش عمومی که در اختیار داشت. او بهترین دعانویس شهر طبیعتی دوستانه و خوشبرخورد داشت و در یک کلاس بزرگ، فرصتهای فراوانی برای توسعه این روحیه، پرورش معاشرت اجتماعی و تقویت پیوندهای رفاقت خوب وجود داشت. او در خانهاش در ویرجینیا به زندگی در فضای باز عادت کرده بود و تمرینات مردانهاش به او یک هیکل ورزشی داده بود که نیاز به ورزش مداوم و طلسم نویس شدید داشت. او این را در ورزشهای فعال در زمین فوتبال و در کلاس و باشگاههای قایقرانی دانشگاه جستجو میکرد، جایی که به دامغان عنوان یک دستیار ارزشمند مورد استقبال قرار میگرفت.
در یک دانشگاه بزرگ - و هاروارد این رتبه را طلسم حتی از همان روزها به دست آورده بود - زمینههای فعالیت متنوعی وجود دارد و افتخارات دیگری غیر از جادو و طلسمات آنچه در کاتالوگ مشخص شده یا در مدارک تحصیلی ذکر شده است، شناخته میشوند. فارغالتحصیلی که در ریاضیات، زبانها، هنرها و علوم سرآمد است، در روز فارغالتحصیلی با بالاترین افتخار آراسته میشود، اما افتخارات نانوشتهای نیز وجود دارد که با رضایت عمومی همکلاسیها به ... اعطا میشود. [78]کسانی که در هر گونه برتری ذهنی یا جسمی برتری یافتهاند. وقتی در زندگی پس از مرگ، اعضای یک کلاس در سالگرد
او به آرامگاه ابدی خود رفته است، در حالی که خانواده و دوستانش در سوگش نشستهاند و بسیاری از آشنایانش در سراسر کشور برایش سوگواری کردهاند. او وظایف خود را از هر نظر به انجام رسانده بود و هنگامی که از صحنه عمل عبور کرد، سزاوار ستایش «آفرین، ای خدمتگزار خوب و وفادار» بود. آدرس آقای پاسکو، از طلسم نویس فلوریدا . آقای رئیس جمهور : آشنایی من با طلسم ویلیام هنری فیتزهیو لی در تابستان ۱۸۵۴ آغاز شد، زمانی که ما به عنوان اعضای کلاس جدید دانشجویان سال اول کالج هاروارد در کمبریج با هم آشنا شدیم. او تازه وارد هجدهمین سال زندگی خود شده بود، با توجه دعا به سنش به خوبی رشد کرده بود، قد بلند، نیرومند و تنومند، در سخنرانی رک کاشان و صریح، و در رفتار مهربان
و خوش برخورد بود. او با مزایای زیادی به نفع خود جادو و طلسمات وارد زندگی دانشگاهی خود شد. نام لی از قبل دعا در فهرست دانشگاه بود، زیرا نمایندگان دیگری از شاخههای مختلف خانواده در سالهای بهترین دعانویس شهر گذشته وارد و فارغالتحصیل شده بودند و خاطرات خوشی را از خود به جا گذاشته بودند. تبار برجسته او، او را به مهمان گرامی خانوادههای قدیمیتر شهر دانشگاهی و بوستون، همسایه نزدیک آن، تبدیل کرده بود که به پیوندهای تاریخی و سنتی مرتبط با تاریخ اولیه کشور افتخار میکردند و بسیاری از اعضای تأثیرگذار کلاس طلسم به چنین خانوادههایی تعلق جادو و طلسمات داشتند. او از میانگین سنی همکلاسیهایش نسبتاً مسنتر بود، و زندگیاش کهریزک در محیطی سپری شده بود که به او امکان داده بود تا بخش زیادی از جامعه و جهان را ببیند، به طوری
که ذهنی پختهتر را با خود به زندگی دانشگاهی آورد. [77]و بینشی فراتر از آنچه معمولاً یک دانشجو در آستانهی ورود به حرفهاش دارد. او از مزایای بسیار خوبی در آماده شدن برای امتحانات ورودی برخوردار بود و در زبانها و همچنین ریاضیات پایهی خوبی داشت، به طوری که با آمادگی کامل برای رشتهی تحصیلی مورد نظر وارد کلاس شد. بنابراین، از همان ابتدا، در دانشگاه برجسته بود و به زودی در بین همکلاسیهایش محبوب شد و این شهرت و محبوبیت در طول اقامتش در میان ما حفظ شد. این نه به دلیل تمایز برتر زاهدان در هیچ مطالعه خاص یا در هیچ یک از ویژگیهای زندگی دانشگاهی، بلکه به دلیل جایگاه و ویژگیهای کلی او بود.
او در کلاس تلاوت با همکلاسیهایش همگام بود، نه چندان با مطالعه سخت و مداوم، بلکه به دلیل درک سریع و تسلط کامل بر موضوع مورد مطالعه و گنجینه دانش عمومی که در اختیار داشت. او بهترین دعانویس شهر طبیعتی دوستانه و خوشبرخورد داشت و در یک کلاس بزرگ، فرصتهای فراوانی برای توسعه این روحیه، پرورش معاشرت اجتماعی و تقویت پیوندهای رفاقت خوب وجود داشت. او در خانهاش در ویرجینیا به زندگی در فضای باز عادت کرده بود و تمرینات مردانهاش به او یک هیکل ورزشی داده بود که نیاز به ورزش مداوم و طلسم نویس شدید داشت. او این را در ورزشهای فعال در زمین فوتبال و در کلاس و باشگاههای قایقرانی دانشگاه جستجو میکرد، جایی که به دامغان عنوان یک دستیار ارزشمند مورد استقبال قرار میگرفت.
در یک دانشگاه بزرگ - و هاروارد این رتبه را طلسم حتی از همان روزها به دست آورده بود - زمینههای فعالیت متنوعی وجود دارد و افتخارات دیگری غیر از جادو و طلسمات آنچه در کاتالوگ مشخص شده یا در مدارک تحصیلی ذکر شده است، شناخته میشوند. فارغالتحصیلی که در ریاضیات، زبانها، هنرها و علوم سرآمد است، در روز فارغالتحصیلی با بالاترین افتخار آراسته میشود، اما افتخارات نانوشتهای نیز وجود دارد که با رضایت عمومی همکلاسیها به ... اعطا میشود. [78]کسانی که در هر گونه برتری ذهنی یا جسمی برتری یافتهاند. وقتی در زندگی پس از مرگ، اعضای یک کلاس در سالگرد
دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴ ۱۳:۱۴
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر