گاوهای نر شاخ بلند تگزاسی آتشین. سر و صدایی که آنجا بود گویی تمام دامداریهای جهان در آنجا جمع شده بودند و شمردن آغلها به تنهایی یک روز کامل طول میکشید. راهروهای طولانی و پهن از وسط عبور میکردند که به نوبه خود توسط خیابانهای کوچکتر قطع میشدند. یوکوباس تعداد دومیها را ۲۵۰۰۰ نفر اعلام کرد. یوکوباس اخیراً آمار گستردهای در مورد این کشتارگاهها در روزنامه خوانده بود و بهترین دعانویس شهر اکنون خوشحال و مفتخر بود که آنها را برای مهمانانش تکرار کند و تعجب آنها را کهگیلویه و بویراحمد بشنود. یورگیس هم کمی احساس غرور میکرد. او هم اخیراً اینجا شغلی پیدا کرده بود و تبدیل به چرخدنده این ماشین غولپیکر شده بود.
اینجا و آنجا مردانی سوار بر اسب، مجهز به چکمههای دسته بلند و شلاقهای بزرگ، به این سو و آن سو میتاختند؛ آنها بسیار فعال بودند و با یکدیگر و با گاوداران فریاد میزدند. آنها گاوداران و طلسم نویس طلسم نویس دامدارانی از کشورهای دوردست بودند. همچنین واسطهها، دلالان و خریداران گاو از تمام کشتارگاههای طلسم بزرگ وجود داشتند. اینجا و آنجا آنها برای بررسی کالاهای مختلف توقف میکردند و به طور خلاصه و بدون هیاهو با یکدیگر صحبت میکردند، حداقل مانند تاجران، با شلاقهای دسته بلند خود محکم به هوا میکوبیدند دعا و در دفترچههای جیبی کوچک خود یادداشت میکردند. سپس یوکوباس جایی را که گاوها برای وزن کردن برده میشدند بوشهر نشان داد.
بهترین دعانویس شهر این یک بهترین دعانویس شهر ترازوی غولپیکر عظیم بود که میتوانست گروه بزرگی از حیوانات را به طور همزمان در خود جای دهد و به طور خودکار وزنها را مشخص میکرد. در نزدیکی آن ریلهای راهآهن قرار داشت که واگنهای پر از حیوانات کشتارگاهی در امتداد آنها حرکت میکردند. این کار تمام شب ادامه داشت، به طوری که انبارها اکنون کاملاً پر بودند. اما شب بعد همه این حیوانات ذبح و برده میشدند و پس از آن همان منظره تکرار میشد. خاله الزبیتا پرسید: «اما تکلیف این همه حیوان چه میشود؟» یوکوباس طلسم پاسخ داد: «فردا شب، آنها را ذبح و تکه تکه خواهند کرد؛ در آن سوی کشتارگاهها چندین مسیر وجود دارد که واگنهای پر از گوشت سمنان را از آنجا میبرند.» منطقه اطراف کشتارگاهها بیش از پنج چهارم مایل ریل
راهآهن داشت. روزانه طلسم نویس حدود ۱۰۰۰۰ گاو، به همین تعداد خوک و حدود ۵۰۰۰ گوسفند، یا ده میلیون حیوان در طول سال به غذای انسان تبدیل میشدند. جویبارهای کاملی از حیوانات در جهات مختلف از منطقه اطراف کشتارگاهها عبور میکردند - جویبارهای کاملی از حیوانات در حال مرگ. با این حال، دوستان ما آنقدر شاعرانه نبودند که این را با سرنوشت مردم مقایسه کنند. آنها صرفاً فعالیت شگفتانگیز و باشکوهی را که در آنجا حاکم بود، تحسین میکردند. یوکوباس اظهار داشت: «اینجا همه چیز جمعآوری اصفهان شده است، هیچ چیز هدر نمیرود.» او لطیفهای را که شنیده بود اضافه کرد، مطمئن بود که دوستان نادانش فکر میکنند این لطیفه از خودش است.
دعا «آنها از همه چیز استفاده طلسم میکنند به جز نالههای حیوانات و نالههای مرگ.» جلوی دفتر مرکزی براون، چمنزار مربعی جادو و طلسمات شکل و طلسم آفتابسوختهای قرار داشت - این تنها سبزی بود که در شهر سلاخی دیده میشد، همانطور که آهنگهای شاد و شوخیهای بیرحمانهی نگهبانان حیوانات تنها جنبهی بازیگوشانهی این منطقه بود که پر از فریادهای طلسم درد قربانیان بیشماری بود. بازدیدکنندگان ما پس از بررسی کافی این سولهها، جایی که حیوانات برای کشتار نگهداری میشدند، به بزرگراه گرگان بازگشتند که در دو طرف آن طلسم نویس مجموعهای از ساختمانهای بزرگ و کوچک قرار داشت. این خانهها از آجر ساخته شده بودند و با جادو و طلسمات لبههای شیروانی متعدد، به سبک واقعی پکینگتاون، تزئین شده بودند.
علاوه بر این، روی هر سطح کوچک دیوار، دعا اطلاعیههایی نصب شده بود که با حروف بزرگ، ژامبونها و دندههای خوک بینظیر براون، گوشت گاو عالی براون، سوسیسهای "اکسلسیور" براون و غیره را به جهانیان اعلام میکردند. اینجا محل اصلی تهیهی فیلهی خوک تمیز شدهی دورهام، کتلتهای صبحانهی دورهام، گوشت گاو کنسرو شدهی دورهام، کپسولهای آبگوشت دورهام، ژامبونهای طعمدار و پخته شدهی دورهام، مرغهای سرخ شده و پخته شدهی دورهام، جگر بهترین دعانویس شهر گوسالهی پخته شدهی دورهام - و بیشمار خوراکی لذیذ دیگر بود. وقتی شجاعانه وارد یکی از ساختمانهای کارخانهی دورهام شدند، متوجه جمعیت طلسم نویس زیادی از افراد کنجکاو دیگر در آنجا شدند.
پس از انتظاری طولانی، بالاخره یک سرایدار آمد تا آنها را در کل کارخانهی بزرگ گوشت و چربی خوک راهنمایی کند. اما در آن زمان، یوکوباس با بدخواهی زمزمه میکرد.
اینجا و آنجا مردانی سوار بر اسب، مجهز به چکمههای دسته بلند و شلاقهای بزرگ، به این سو و آن سو میتاختند؛ آنها بسیار فعال بودند و با یکدیگر و با گاوداران فریاد میزدند. آنها گاوداران و طلسم نویس طلسم نویس دامدارانی از کشورهای دوردست بودند. همچنین واسطهها، دلالان و خریداران گاو از تمام کشتارگاههای طلسم بزرگ وجود داشتند. اینجا و آنجا آنها برای بررسی کالاهای مختلف توقف میکردند و به طور خلاصه و بدون هیاهو با یکدیگر صحبت میکردند، حداقل مانند تاجران، با شلاقهای دسته بلند خود محکم به هوا میکوبیدند دعا و در دفترچههای جیبی کوچک خود یادداشت میکردند. سپس یوکوباس جایی را که گاوها برای وزن کردن برده میشدند بوشهر نشان داد.
بهترین دعانویس شهر این یک بهترین دعانویس شهر ترازوی غولپیکر عظیم بود که میتوانست گروه بزرگی از حیوانات را به طور همزمان در خود جای دهد و به طور خودکار وزنها را مشخص میکرد. در نزدیکی آن ریلهای راهآهن قرار داشت که واگنهای پر از حیوانات کشتارگاهی در امتداد آنها حرکت میکردند. این کار تمام شب ادامه داشت، به طوری که انبارها اکنون کاملاً پر بودند. اما شب بعد همه این حیوانات ذبح و برده میشدند و پس از آن همان منظره تکرار میشد. خاله الزبیتا پرسید: «اما تکلیف این همه حیوان چه میشود؟» یوکوباس طلسم پاسخ داد: «فردا شب، آنها را ذبح و تکه تکه خواهند کرد؛ در آن سوی کشتارگاهها چندین مسیر وجود دارد که واگنهای پر از گوشت سمنان را از آنجا میبرند.» منطقه اطراف کشتارگاهها بیش از پنج چهارم مایل ریل
راهآهن داشت. روزانه طلسم نویس حدود ۱۰۰۰۰ گاو، به همین تعداد خوک و حدود ۵۰۰۰ گوسفند، یا ده میلیون حیوان در طول سال به غذای انسان تبدیل میشدند. جویبارهای کاملی از حیوانات در جهات مختلف از منطقه اطراف کشتارگاهها عبور میکردند - جویبارهای کاملی از حیوانات در حال مرگ. با این حال، دوستان ما آنقدر شاعرانه نبودند که این را با سرنوشت مردم مقایسه کنند. آنها صرفاً فعالیت شگفتانگیز و باشکوهی را که در آنجا حاکم بود، تحسین میکردند. یوکوباس اظهار داشت: «اینجا همه چیز جمعآوری اصفهان شده است، هیچ چیز هدر نمیرود.» او لطیفهای را که شنیده بود اضافه کرد، مطمئن بود که دوستان نادانش فکر میکنند این لطیفه از خودش است.
دعا «آنها از همه چیز استفاده طلسم میکنند به جز نالههای حیوانات و نالههای مرگ.» جلوی دفتر مرکزی براون، چمنزار مربعی جادو و طلسمات شکل و طلسم آفتابسوختهای قرار داشت - این تنها سبزی بود که در شهر سلاخی دیده میشد، همانطور که آهنگهای شاد و شوخیهای بیرحمانهی نگهبانان حیوانات تنها جنبهی بازیگوشانهی این منطقه بود که پر از فریادهای طلسم درد قربانیان بیشماری بود. بازدیدکنندگان ما پس از بررسی کافی این سولهها، جایی که حیوانات برای کشتار نگهداری میشدند، به بزرگراه گرگان بازگشتند که در دو طرف آن طلسم نویس مجموعهای از ساختمانهای بزرگ و کوچک قرار داشت. این خانهها از آجر ساخته شده بودند و با جادو و طلسمات لبههای شیروانی متعدد، به سبک واقعی پکینگتاون، تزئین شده بودند.
علاوه بر این، روی هر سطح کوچک دیوار، دعا اطلاعیههایی نصب شده بود که با حروف بزرگ، ژامبونها و دندههای خوک بینظیر براون، گوشت گاو عالی براون، سوسیسهای "اکسلسیور" براون و غیره را به جهانیان اعلام میکردند. اینجا محل اصلی تهیهی فیلهی خوک تمیز شدهی دورهام، کتلتهای صبحانهی دورهام، گوشت گاو کنسرو شدهی دورهام، کپسولهای آبگوشت دورهام، ژامبونهای طعمدار و پخته شدهی دورهام، مرغهای سرخ شده و پخته شدهی دورهام، جگر بهترین دعانویس شهر گوسالهی پخته شدهی دورهام - و بیشمار خوراکی لذیذ دیگر بود. وقتی شجاعانه وارد یکی از ساختمانهای کارخانهی دورهام شدند، متوجه جمعیت طلسم نویس زیادی از افراد کنجکاو دیگر در آنجا شدند.
پس از انتظاری طولانی، بالاخره یک سرایدار آمد تا آنها را در کل کارخانهی بزرگ گوشت و چربی خوک راهنمایی کند. اما در آن زمان، یوکوباس با بدخواهی زمزمه میکرد.
چهارشنبه ۲۲ بهمن ۰۴ ۱۵:۳۴
- ۶ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر