چهار، روی استاین قدم زد؛ او یک کلاه بزرگ و چیندار با منگولههای طلایی بر سر داشت. اطرافش پر از جمعیت بود که از اندازه کلاهش ابراز تعجب میکردند: وقتی او پاسخ داد که در آن زمان نقشی متفاوت از روز قبل را ایفا میکرده است. او نگاه خیره برایتون است. در سال ۱۸۰۷، پرنسس شارلوت در وورتینگ اقامت داشت و به طور دعا غیرمنتظرهای از دعا مردم خوب طلسم نویس برایتون دیدن کرد. ۲۷ ژوئیه - حدود ساعت هشت عصر دیروز، یک کالسکه روباز با چهار اسب، برای چند دقیقه تقریباً روبروی یزد پاویون توقف کرد و کمی بعد مشخص شد که پرنسس شارلوت ولز در آن است.
کالسکه سرانجام به سمت خانههای بوف و بهترین دعانویس شهر بلو حرکت کرد و پس از آن، در امتداد پارادهای شمالی و جنوبی، و به دنبال آن جمعیت زیادی از مردم که مشتاق دیدن بهترین دعانویس شهر شکوفههای سلطنتی بودند، به راه افتادند. گویی برای جلب رضایت مردم، کالسکه به آرامی حرکت کرد و در پاراد شمالی، دوباره برای چند لحظه توقف کرد. والاحضرت لباسی بسیار ساده و بیتکلف، پیراهن سفید و کلاه حصیری گشاد، پوشیده بودند. ایشان در سلامت کامل به نظر میرسیدند و از توجه محترمانهای که دریافت کرده بودند، بسیار خوشحال بودند. شباهت بیش از حد ایشان به والدین سلطنتیشان با صدای بلند گفته میشد و در این مورد، تنها یک نظر میتوانست همدان وجود داشته باشد.
والاحضرت، قبل از ورودشان به اینجا، دیروز، از لویس دیدن کرده بودند. او از آنجا به ورثینگ بازگشت. شاهزاده دوست داشت تولدهایش را در برایتون بگذراند و سال ۱۸۰۷ نیز از این قاعده مستثنی نبود. در اینجا روایتی معاصر از این جشنها آمده است: ۱۲ آگوست - تولد والاحضرت شاهزاده ولز، امروز صبح با به صدا درآمدن ناقوسها و هرگونه نمایش شادی اعلام شد: رنگها بر فراز کلیسا برافراشته شدند. کشتی توپچی، کشتی استرنیوس و قایق ارل کریون، با رنگهای ملی پوشیده شده و در موقعیتی قرار داده شده بودند که اراک از پاویون دیده میشد. تا طلسم نویس ساعت هشت، تمام شهر در حرکت بود، رژه دریایی با صفوف منظم برگزار شد، بالکنها پر از زیبایی و مد بودند و همه تلسکوپها در حال استفاده بودند.
ساعت ده، کشتی توپچی سلام سلطنتی داد که قایق طلسم ارل کریون به آن پاسخ داد. گروه موسیقی والاحضرت شاهزاده ولز، با لباس طلسم فرم کامل، روی چمن جلوی پاویون نواختند. و در بیرون نرده، کالسکهها یک خط کامل تشکیل میدادند، خانمها روی جایگاهها نشسته بودند جادو و طلسمات و تعداد زیادی از آقایان سوار بر اسب آنها را احاطه کرده بودند و به چمن جلوی پاویلیون، جایی که همه دوکهای سلطنتی در حال قدم زدن بودند، نگاه میکردند. «ساعت یازده، والاحضرت شاهدخت شارلوت ولز، دعا سوار ساوه بر یکی از کالسکههای پدر سلطنتیشان که توسط چهار کالسکه زیبا کشیده میشد، از ورثینگ به پاویون رسیدند.
والاحضرت لباسی از جنس ململ سفید پوشیده بودند که با توری نوکتیز تزیین شده بود و لبههای آن واندیک شده بود و یک کلاه کولی لگهورن به سر داشتند که در لبه برگ آن حلقههایی از گلهای رز کوچک و در اطراف تاج، یک ردیف دوم گل قرار داشت. والاحضرت بسیار زیبا به نظر میرسیدند و در ورودی جادو و طلسمات باشکوه توسط پدر سلطنتی و عموهایشان مورد استقبال قرار گرفتند و طلسم نویس آنها او را به اتاق چینیها هدایت کردند، جایی که به نظر میرسید دعا از آن بسیار خوشحال است. پاویون از هر طرف توسط انبوهی از تماشاگران احاطه شده بود که مشتاقانه منتظر دیدن ادامه مراسم سلطنتی بودند.» به جادو و طلسمات زمینی که قرار بود مراسم کرمان باشکوه در آن برگزار شود.
«ساعت دوازده، از توپخانهها سلام سلطنتی داده طلسم نویس شد؛ و بلافاصله پس از آن، دو کالسکه سلطنتی بیرون آمدند، اولی که توسط چهار اسب کشیده میشد، با دو پاستیلیون که کتهای راه راه آبی و کلاههای قهوهای از جنس سگ آبی پوشیده بودند. در این کالسکه، ویسکونت و ویسکونتس ملبورن، لرد ارسکین و آقای دالمی بودند؛ در کالسکه دوم، والاحضرت، شاهدخت شارلوت ولز، به همراه بیوه لیدی دی کلیفورد و یک خانم دیگر؛ کالسکه توسط شش اسب کهر زیبا کشیده میشد؛ و پس از آن، والاحضرت شاهزاده ولز، سوار بر طلسم نویس یک اسب جنگی خاکستری آهنی زیبا، به دنبال او حرکت میکردند.
والاحضرت با لباس نظامی هوسار به طرز باشکوهی پوشیده بودند و کمربندی الماسنشان با تاجی الماسنشان بر سینه داشتند: پر کلاهشان بسیار باشکوه بود، در پایین با الماسها احاطه شده بود و در یک حلقه الماسنشان ثابت شده بود.
کالسکه سرانجام به سمت خانههای بوف و بهترین دعانویس شهر بلو حرکت کرد و پس از آن، در امتداد پارادهای شمالی و جنوبی، و به دنبال آن جمعیت زیادی از مردم که مشتاق دیدن بهترین دعانویس شهر شکوفههای سلطنتی بودند، به راه افتادند. گویی برای جلب رضایت مردم، کالسکه به آرامی حرکت کرد و در پاراد شمالی، دوباره برای چند لحظه توقف کرد. والاحضرت لباسی بسیار ساده و بیتکلف، پیراهن سفید و کلاه حصیری گشاد، پوشیده بودند. ایشان در سلامت کامل به نظر میرسیدند و از توجه محترمانهای که دریافت کرده بودند، بسیار خوشحال بودند. شباهت بیش از حد ایشان به والدین سلطنتیشان با صدای بلند گفته میشد و در این مورد، تنها یک نظر میتوانست همدان وجود داشته باشد.
والاحضرت، قبل از ورودشان به اینجا، دیروز، از لویس دیدن کرده بودند. او از آنجا به ورثینگ بازگشت. شاهزاده دوست داشت تولدهایش را در برایتون بگذراند و سال ۱۸۰۷ نیز از این قاعده مستثنی نبود. در اینجا روایتی معاصر از این جشنها آمده است: ۱۲ آگوست - تولد والاحضرت شاهزاده ولز، امروز صبح با به صدا درآمدن ناقوسها و هرگونه نمایش شادی اعلام شد: رنگها بر فراز کلیسا برافراشته شدند. کشتی توپچی، کشتی استرنیوس و قایق ارل کریون، با رنگهای ملی پوشیده شده و در موقعیتی قرار داده شده بودند که اراک از پاویون دیده میشد. تا طلسم نویس ساعت هشت، تمام شهر در حرکت بود، رژه دریایی با صفوف منظم برگزار شد، بالکنها پر از زیبایی و مد بودند و همه تلسکوپها در حال استفاده بودند.
ساعت ده، کشتی توپچی سلام سلطنتی داد که قایق طلسم ارل کریون به آن پاسخ داد. گروه موسیقی والاحضرت شاهزاده ولز، با لباس طلسم فرم کامل، روی چمن جلوی پاویون نواختند. و در بیرون نرده، کالسکهها یک خط کامل تشکیل میدادند، خانمها روی جایگاهها نشسته بودند جادو و طلسمات و تعداد زیادی از آقایان سوار بر اسب آنها را احاطه کرده بودند و به چمن جلوی پاویلیون، جایی که همه دوکهای سلطنتی در حال قدم زدن بودند، نگاه میکردند. «ساعت یازده، والاحضرت شاهدخت شارلوت ولز، دعا سوار ساوه بر یکی از کالسکههای پدر سلطنتیشان که توسط چهار کالسکه زیبا کشیده میشد، از ورثینگ به پاویون رسیدند.
والاحضرت لباسی از جنس ململ سفید پوشیده بودند که با توری نوکتیز تزیین شده بود و لبههای آن واندیک شده بود و یک کلاه کولی لگهورن به سر داشتند که در لبه برگ آن حلقههایی از گلهای رز کوچک و در اطراف تاج، یک ردیف دوم گل قرار داشت. والاحضرت بسیار زیبا به نظر میرسیدند و در ورودی جادو و طلسمات باشکوه توسط پدر سلطنتی و عموهایشان مورد استقبال قرار گرفتند و طلسم نویس آنها او را به اتاق چینیها هدایت کردند، جایی که به نظر میرسید دعا از آن بسیار خوشحال است. پاویون از هر طرف توسط انبوهی از تماشاگران احاطه شده بود که مشتاقانه منتظر دیدن ادامه مراسم سلطنتی بودند.» به جادو و طلسمات زمینی که قرار بود مراسم کرمان باشکوه در آن برگزار شود.
«ساعت دوازده، از توپخانهها سلام سلطنتی داده طلسم نویس شد؛ و بلافاصله پس از آن، دو کالسکه سلطنتی بیرون آمدند، اولی که توسط چهار اسب کشیده میشد، با دو پاستیلیون که کتهای راه راه آبی و کلاههای قهوهای از جنس سگ آبی پوشیده بودند. در این کالسکه، ویسکونت و ویسکونتس ملبورن، لرد ارسکین و آقای دالمی بودند؛ در کالسکه دوم، والاحضرت، شاهدخت شارلوت ولز، به همراه بیوه لیدی دی کلیفورد و یک خانم دیگر؛ کالسکه توسط شش اسب کهر زیبا کشیده میشد؛ و پس از آن، والاحضرت شاهزاده ولز، سوار بر طلسم نویس یک اسب جنگی خاکستری آهنی زیبا، به دنبال او حرکت میکردند.
والاحضرت با لباس نظامی هوسار به طرز باشکوهی پوشیده بودند و کمربندی الماسنشان با تاجی الماسنشان بر سینه داشتند: پر کلاهشان بسیار باشکوه بود، در پایین با الماسها احاطه شده بود و در یک حلقه الماسنشان ثابت شده بود.
یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۲۳
- ۶ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر