چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۰۴ ۱۲ بازديد
دشوار میکرد و ما را در معرض خطر قریبالوقوع قرار میداد. در نقشه، این خلیج، خلیج بد نامیده میشود. ما مشتاقانه آن را ترک کردیم و به سمت ساحل به سمت شرق شرقی حرکت کردیم تا متون کهن اینکه تقریباً در کنار جزیرهای نسبتاً مرتفع و پردرخت به نام جزیره پورسل قرار گرفتیم. ما به سمت شمال جزیره پورسل رفتیم و در سمت چپ، صخرهای تنها چند فوت بالاتر از سید و حاجی سطح دریا دعا باقی گذاشتیم که تقریباً در میانه راه بین آن جزیره و سرزمین دعانویس اصلی قرار دارد. همانطور طلسم که به سمت شرق پیشروی میکردیم، یک میدان یخ
بزرگ و بسیار قابل توجه در قسمت پست ساحل دیده میشد که از فاصله دور، آن را مه غلیظی که بر فراز آن آویزان بود، در دعا نظر گرفتیم، زیرا هیچ چیز از ... این نوع در هر بخش دیگری قابل مشاهده بود. وقتی تقریباً پهلو به پهلوی جزیره سن خاویر قرار گرفتیم، یک صدای بم در سمت چپ یا طلسم بانه شمال شیاطین مشاهده شد که به این جادوگر نتیجه رسیدیم که همان صدای سن کوئینتین از نقشه اسپانیایی است: به نظر میرسید که حدود پنج مایل عرض دارد و به سمت غرب امتداد دارد. ما قله شوگر لوف
و نقاط دیگری را که مشخص کرده بودیم، زیر نظر داشتیم تا علوم غریبه اینکه نقاط بیشتری پیدا شدند که به ما امکان داد در طول مسیر، ساحل را ترسیم کنیم. هدف بعدی من ردیابی صدای سن کوئینتین تا انتهای آن بود و کیمیاگری هنگام شب موفق شدیم در ورودی آن لنگر بیندازیم. «در روز بیست و یکم، ما از طلسم نویس طریق تنگه به سمت شمال جزیره دد تری پیش رفتیم. کاوشهای ما، تا ذکر رسیدن به آن، از شانزده تا ده فاتوم، در کف جفر گلی بود؛ سپس تا چهار فاتوم پایین رفت و پس از طی حدود سه مایل
در آن عمق، به لنگرگاهی در فاصله یک مایلی از ساحل شمالی تنگه، در چهار فاتوم، رسیدیم.» «هوای بسیار بد کوهبنان ما را ابطال کردن جادو در این لنگرگاه معطل کرد. از زمان ورودمان، در عصر روز بیست و دعانویس یکم،{175}تا نیمهشب بیست و دوم، باران سیلآسا و بدون حتی یک دقیقه وقفه بارید، باد در جهتهای غربی، غربی-شمالغربی و شمالغربی شدید و توفانی پیشینه تاریخی بود. «وقتی هوا بهتر شد، در روز بیست و سوم، وزن کلیسا کردیم مشرکان و در امتداد ضلع شمالی تنگه حرکت کردیم تا مطمئن شویم که آیا امکان عبور به سمت شمال را دارد دعانویس یا دعانویس
خیر. ما در فاصله یک مایلی از ساحل، که عمق آن از هشت تا پانزده فاتوم طلسم بود، و عموماً موکل جن در کف شنی قرار داشت، حرکت کردیم؛ و یک مسیر هفت مایلی ما را در مقدس فاصله سه مایلی از کف خلیج، با عمق آب چهار فاتوم، مریوان روی شن قرار داد. انتهای این تنگه، جادو دعانویس زمین پست و پیوستهای طلسمات با تکههایی از ساحل شنی است که بر فراز آن، جفت روحی در دوردست، در میان کوههای بسیار بلند، فرشتگان دوباره توانستیم جهت آن صخره شگفتانگیز فرشتگان را که «گنبد سنت پاول» نام داشت، تشخیص دهیم و درک
کنیم. سواحل این خلیج پوشیده از درختان انبوه است؛ شیاطین توسل زمینهای نزدیک آنها، عمدتاً پست هستند، اما به کوهها یا بهتر بگوییم تپههایی با ارتفاع دوازده تا هزار و پانصد فوت منتهی میشوند که از آنها نهرهای آب زیادی سرازیر میشوند. به محض اینکه کشتی از جزیره دد تری عبور میکند، جوزم در خشکی محصور میشود؛ و از آنجایی که در تمام نقاط خلیج، عمق لنگرگاه با کف دعاگر گلی یا شنی وجود دارد، مزایای ارائه شده برای کشتیرانی در دعا مناطقی از جهان که بیشتر از خلیج پنیاس مورد بازدید قرار میگیرند، اهمیت زیادی خواهد داشت. «در این
خلیج که اکنون خلیج سن استوان نامیده میشود، نهنگها فراوان بودند و مذهب فکها نیز دیده میشدند.» «از فرشتگان این رو به بندر کِلی، در ضلع شمال شرقی خلیج شیاطین پنیاس، چهار مایلی شمال شرقی جزیره خاویر رفتیم. زمین اطراف آن صخرهای و کوهستانی است، اما به هیچ وجه پوشیده از چوب نیست. نزدیک ورودی آن، در مقایسه با زمینهای مجاور، ارتفاع کمی دارد؛ اما در داخل، کوههای مرتفع پوشیده از برف قرار دارند.» «یک میدان بزرگ یخی که در زمین پست نزدیک بندر کلی قرار داشت، قابل توجه بود. در زمینهای پست سمت دیگر (جنوبی) بندر، هیچ یخی وجود
نداشت، اگرچه کافر در زمان بازدید ما تعویذ تقریباً انقلاب زمستانی بود.» «یک روز و شب دیگر از باران بیوقفه. صبح روز بیست و پنجم، چند رگبار تگرگ دعا داشتیم و هنگام روشن شدن هوا ...»{۱۷۶}اینکه پوستهای از یخ، به ضخامت تقریبی یک دلار،
بزرگ و بسیار قابل توجه در قسمت پست ساحل دیده میشد که از فاصله دور، آن را مه غلیظی که بر فراز آن آویزان بود، در دعا نظر گرفتیم، زیرا هیچ چیز از ... این نوع در هر بخش دیگری قابل مشاهده بود. وقتی تقریباً پهلو به پهلوی جزیره سن خاویر قرار گرفتیم، یک صدای بم در سمت چپ یا طلسم بانه شمال شیاطین مشاهده شد که به این جادوگر نتیجه رسیدیم که همان صدای سن کوئینتین از نقشه اسپانیایی است: به نظر میرسید که حدود پنج مایل عرض دارد و به سمت غرب امتداد دارد. ما قله شوگر لوف
و نقاط دیگری را که مشخص کرده بودیم، زیر نظر داشتیم تا علوم غریبه اینکه نقاط بیشتری پیدا شدند که به ما امکان داد در طول مسیر، ساحل را ترسیم کنیم. هدف بعدی من ردیابی صدای سن کوئینتین تا انتهای آن بود و کیمیاگری هنگام شب موفق شدیم در ورودی آن لنگر بیندازیم. «در روز بیست و یکم، ما از طلسم نویس طریق تنگه به سمت شمال جزیره دد تری پیش رفتیم. کاوشهای ما، تا ذکر رسیدن به آن، از شانزده تا ده فاتوم، در کف جفر گلی بود؛ سپس تا چهار فاتوم پایین رفت و پس از طی حدود سه مایل
در آن عمق، به لنگرگاهی در فاصله یک مایلی از ساحل شمالی تنگه، در چهار فاتوم، رسیدیم.» «هوای بسیار بد کوهبنان ما را ابطال کردن جادو در این لنگرگاه معطل کرد. از زمان ورودمان، در عصر روز بیست و دعانویس یکم،{175}تا نیمهشب بیست و دوم، باران سیلآسا و بدون حتی یک دقیقه وقفه بارید، باد در جهتهای غربی، غربی-شمالغربی و شمالغربی شدید و توفانی پیشینه تاریخی بود. «وقتی هوا بهتر شد، در روز بیست و سوم، وزن کلیسا کردیم مشرکان و در امتداد ضلع شمالی تنگه حرکت کردیم تا مطمئن شویم که آیا امکان عبور به سمت شمال را دارد دعانویس یا دعانویس
خیر. ما در فاصله یک مایلی از ساحل، که عمق آن از هشت تا پانزده فاتوم طلسم بود، و عموماً موکل جن در کف شنی قرار داشت، حرکت کردیم؛ و یک مسیر هفت مایلی ما را در مقدس فاصله سه مایلی از کف خلیج، با عمق آب چهار فاتوم، مریوان روی شن قرار داد. انتهای این تنگه، جادو دعانویس زمین پست و پیوستهای طلسمات با تکههایی از ساحل شنی است که بر فراز آن، جفت روحی در دوردست، در میان کوههای بسیار بلند، فرشتگان دوباره توانستیم جهت آن صخره شگفتانگیز فرشتگان را که «گنبد سنت پاول» نام داشت، تشخیص دهیم و درک
کنیم. سواحل این خلیج پوشیده از درختان انبوه است؛ شیاطین توسل زمینهای نزدیک آنها، عمدتاً پست هستند، اما به کوهها یا بهتر بگوییم تپههایی با ارتفاع دوازده تا هزار و پانصد فوت منتهی میشوند که از آنها نهرهای آب زیادی سرازیر میشوند. به محض اینکه کشتی از جزیره دد تری عبور میکند، جوزم در خشکی محصور میشود؛ و از آنجایی که در تمام نقاط خلیج، عمق لنگرگاه با کف دعاگر گلی یا شنی وجود دارد، مزایای ارائه شده برای کشتیرانی در دعا مناطقی از جهان که بیشتر از خلیج پنیاس مورد بازدید قرار میگیرند، اهمیت زیادی خواهد داشت. «در این
خلیج که اکنون خلیج سن استوان نامیده میشود، نهنگها فراوان بودند و مذهب فکها نیز دیده میشدند.» «از فرشتگان این رو به بندر کِلی، در ضلع شمال شرقی خلیج شیاطین پنیاس، چهار مایلی شمال شرقی جزیره خاویر رفتیم. زمین اطراف آن صخرهای و کوهستانی است، اما به هیچ وجه پوشیده از چوب نیست. نزدیک ورودی آن، در مقایسه با زمینهای مجاور، ارتفاع کمی دارد؛ اما در داخل، کوههای مرتفع پوشیده از برف قرار دارند.» «یک میدان بزرگ یخی که در زمین پست نزدیک بندر کلی قرار داشت، قابل توجه بود. در زمینهای پست سمت دیگر (جنوبی) بندر، هیچ یخی وجود
نداشت، اگرچه کافر در زمان بازدید ما تعویذ تقریباً انقلاب زمستانی بود.» «یک روز و شب دیگر از باران بیوقفه. صبح روز بیست و پنجم، چند رگبار تگرگ دعا داشتیم و هنگام روشن شدن هوا ...»{۱۷۶}اینکه پوستهای از یخ، به ضخامت تقریبی یک دلار،
- ۰ ۰
- ۰ نظر